

| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
تــو مدّعـی بودی درون را نیـــز می بینی
احساس را در هرکس و هرچیز می بینی!
شاید همان بودی که بایستی کنارم بود
امـا دلِ دیوانه ات را ریــز می بینی!
گفتم که ویران می کنم طهرانِ غمگین را
تا پایتخت تو شود تبریـــز ، می بینی
با چنگ و دندان پای چشمان تو جنگیدم
افسوس ! این سرباز را چنگیز می بینی
هر روز کندی از بهار زندگی برگی
تقویم عمرم پُر شد از پاییز، می بینی؟
در بازی ات نقش مترسک را به من دادی
افتاده ام در گوشه ی جالیـز ، می بینی؟
رفتی و بعد از رفتنِ تو تازه فهمیدم
هر دل که دستت بود دستاویز می بینی!
کاری ندارم؛ هرچه می خواهی بکن، امــّا-
روی سگـم را روز رستاخیــز می بینی...
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 255
بازدید هفته : 689
بازدید ماه : 557
بازدید کل : 216148
تعداد مطالب : 460
تعداد نظرات : 21
تعداد آنلاین : 1